ویانای 48روزه ام
سلام ویانا توپولیه مامان
الهی دورت بگردم که 48روز از زمینی شدنت گذشت ولی من اصلا اصلا نفهمیدم
دختر کوچولوم نمیدونی که چقدر دوستت داریم مخصوصا وقتی باهات حرف میزنم و نازت میکنم واسم میخندنی تا ساکت میشم خودت شروع میکنی به صدا دادن که بازم باهات حرف بزنم قلبون اون قیافت برم خوشگلکم
اینروزها درگیر خرید عید واسه تو و داداشت بودم خریدهای داداشی انجام شد و مال شما یه کمش مونده وقتی کامل شد میام عکسشونو میزارم برات قربونت برم پارسال اولین عیدی بود که داداشی کنارمون بود و امسال اولین سالیه که تو کنارمونی دختر گلم
راستی مامانی دیشب خودم واسه اولین بار حمامت کردم تنهای تنها بدون کمک مامان جون و بابایی
آخه گلاب به روت دیشب یهو دیدم لباست تا کمر خیسه و ج ی ش کرده بودی
دلم واست سوخت سریع وانو پر آب کردم و حمام و گرم کردم و شستمت خیلی دوست داشتی و اصلا گریه نکردی قربونت برم عشقمی به خدا
الان مامانی اومد دنبال داداشی و رفتن خونه خاله فریبا(خاله خودم)تا من و تو و بابایی بریم بیرون و خریدامونو انجام بدیم
آخه داداشیه ناقلات که نمیزاره ما بریم خرید و همش باید بدوییم دنبالش از بس فضوله
اینم هلوی خوشمزه ی من بعد از حمام

آخرش میخورمت 

دورت بگردم با این خوابیدنت

نخود فرنگیه مامان

اینم یه خواب راحت تو بغل بابا
قربون اون لب و لوچه آویزونت برم من

اینم اولین جراحتی که از سوی داداشی بهت وارد شد
الهی مامان بمیره واست.داداشی خیلی دوستت داره هاااااا
اینم بخاطر دوست داشتن زیادشه


زود برمیگردم





ویانای 48روزه ام 

